جانفدایی زهرای کوچک و بزرگمرد تاریخ | قصه نسلی که جنگ در دل‌ها جاودانه کرد

  • کد خبر: ۳۹۷۰۲۷
  • ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۰
جانفدایی زهرای کوچک و بزرگمرد تاریخ | قصه نسلی که جنگ در دل‌ها جاودانه کرد
چه دشوار است از لبخند کودکانه زهرای کوچک نوشت که ناگهان خاموش شد و چه دشوارتر است از دستان مهربان رهبر شهیدمان سخن گفت که سال‌ها برای مردم و انقلاب تلاش و جانفشانی کرده بود؛ همه اینها در گذر تلخ جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران رقم خورد.

به گزارش شهرآرانیوز، تلخ است از خنده‌های کودکانه‌ زهرای ۱۴ ماهه نوشت، لبخندی که هنوز در نخستین روز‌های جهان گشوده بود و ناگهان در سکوت آتش خاموش شد؛ و چه جانکاه است توصیف غم از دست دادن دستان مهربان رهبر شهیدمان؛ دستانی که سال‌ها، مهر و آرامش را به مسیر مردم و انقلاب می‌پاشید، حضوری که گرمای انسانیت را در لحظه‌های سخت به جهان هدیه می‌داد و عطوفتش بی‌مثال بود. همه‌ اینها در گذر تلخ و جانکاه جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران رقم خورد، جایی که مرز میان معصومیت و سالخوردگی محو شد و خون، سکوت را شکست.

این جنگ، تنها صدای توپ و تانک نبود؛ حکایتی بود از گرفتن جان‌های بی‌گناه بیش از هزاران هم‌وطن، قصه‌ای که نسل‌ها را در خود فرو برد و قلب‌ها را به یغما برد؛ از نوزادی که هنوز نخستین کلمات زندگی را بر زبان نیاورده بود، تا بزرگمرد ۸۶ ساله که عمری در مسیر دین، علم و خدمت به انقلاب گذرانده بود. چه تلخ است نوشتن از کودکی که جهان را با چشم‌های پرمعصومیت می‌دید، و چه جانکاه است روایت رفتن بزرگ‌مردی که با دشمنان سخت و با کودکان مهربان بودند، آغوششان پناهگاه بود و مهرشان روشنایی می‌پاشید.

در میان این خاطره‌های تلخ، زهرا محمدی گلپایگانی بیش از همه دل‌ها را می‌سوزاند؛ کودک ۱۴ ماهه‌ای که نوه امام شهیدمان بود و در کنار پدربزرگ خود به شهادت رسید. نخستین خنده‌ها و گام‌های او در شعله‌های بی‌رحم جنگ خاموش شد و خاطره‌اش، زخمی عمیق بر دل تاریخ نشست؛ زخمی که هیچ نسلی نخواهد توانست فراموشش کند و همیشه در سایه‌ی اندوه، یادآور تلخی آن روزگار باقی خواهد ماند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.